عماد الدين محمود بن مسعود شيرازى
99
رساله بيخ چينى ( فارسى )
مبدل مزاج است - ششم آنكه رائحه به او نه باشد به همين دليل مذكور - هفتم آنكه رنگ ظاهر او مخالف باطن نباشد بلكه آنكه سرختر و ما سواى اين دليل آن است كه رنگ از خارج استفاده نموده باشد هشتم آنكه چهار دانگ آن قسم سنگين و دو دانگ سبكتر باشد - دليل اين در مقاله مذكور است - نهم آنكه مستوى الا جزاء باشد در صفات مذكوره و آن لون و صلابت و لين است - دهم آنكه در آوردن او را از مغيرات و مفسدات نگاه دارند مثل آب دريا و نم باران و گرمى آفتاب و آتش و مجاورت چيزهايى كه مغير و مفسد مزاج است مثل كافور و فرفيون و جند بيدستر و مشك و امثال اينها و اين شرط عام است در اكثر دوا يازدهم آنكه درست باشد و ناكوفته جهت آنكه قوت او زود به تحليل مىرود و خوب و بد او متميز نمىشود و همچنين شرطها كه در جمع و خزن عقاقير آورده شده درينجا نيز ملحوظ دارد و قسم دوم از شروط آن است كه متعلق باستعمال باشد و دران نيز چند شرط است اول آنكه اين بيخ چنان كه مذكور شد بعضى سبك باشد و بعضى سنگين و آن را بكاردى پارهپاره كنند به تنگى كاغذى و اندكى از آن كندهتر حاصل چنان نبايد كرد كه مرتبه اول در جوشانيدن طبخ استيصال تمام قوت او نموده باشد و آنقدر قوت دران نمانده باشد كه در مرتبهء ثانيه كه مطبوخ شود ميان او و بيد كهنه فرقى نباشد بلكه فرق باشد كه در چوب بيد كهنه فى الجمله قوتى هست و در مثل نى و گاه است كه مىگويند او را به قدر جو و نخود و باقلا خورد مىكنند و اين بد نيست ما دام كه مانند آرد ريزه نشود و اگر بشود آن را بدل كنند به وزن آن بيخى كه بطريق مذكور باشد بسبب